535
535 رو ساعت 05:55 از اورژانس قلب مینویسم.
....
انقد شلوغ بود که نوشتهی بالاییو تا الان نتونستم کامل کنم!
به هرروی، الان خونهم. بعد دو ساعت خواب بعد کشیک و کمی درس، اومدم سراغ کارای پایاننامه. تا که تمام شود امشب...
فردا دوتا کیس واس مورنینگ دارم. مورنینگ سخت و اشکدراری در انتظاره!
قیافه نایس پزشکا رو نبینید. اینا از تونلای وحشت مورنینگ و راند و کشیک و شستوشو بیرون اومدن. گاییده شدن و الان پوست انداختن و دیگه اون آدم سابق نیستن!
اینجا کم از نظام نداره. تو فک کن قبل اینکه فک کنی که چه سوالی بپرسی، یه سوال از استاد بپرسی که نباید بپرسی! اصن باید بدونی کجا حرف بزنی، کجا نزنی! چی بگی،چی نگی! کی بخندی،که نخندی، کی حتی به زور بخندی! عجیبه،شهر عجیبیه! به دریا رفته میداند مصیبتهای دریارا!
بارون خوبی میزنه
ای غم بروی شجریان درهای پلی میباشد
و ما رایت الا جمیلا!