درود بر چشمان شما

امروز درمانگاه عفونی بودم

کنار اتند وایساده بودم و هر مریضی میومد، میگفت تبشو ببین چنده. ریه‌شو سمع کن. قلبشو سمع کن. فشارشو بگیر.

معاینه‌ش کن... عکسشو ببین. نکته‌ی خاصی داره؟ آزمایشاتشو ببین. جواب سونو رو ببین. سی‌تیش چیزی نشون میده؟؟

طبیعیه که همه اینارو یه اتند معروف بلده! وقتی دلسوز باشه اینجور میشه و میپرسه تا یاد بگیری...! اینجور وقتا خیلی باید متحمل سوزوندن کالری شی و سر پا وایسی. خیلی باید بلد نباشی و خجالت بکشی تا بلد شی و یه چیزی یاد بگیری... تو پزشکی، یکی از راه های یاد گرفتن همینه. شاگردی کردن :))

البته خیلی جاها همینه. ولی بعضیارو میبینی، دوس داری بیشتر بخونی،بیشتر کار کنی، بهتر یاد بگیری...

خلاصه که، اگه صبر نداری، اگه تحملت کمه، اگه عجولی، پزشکی واست خوب نیس...

امروز چنتا کیس جالب بود. از یکی که مشکوک به بروسلوز و مالاریا بود تا دوتا سل و چنتا عفونت و یه کاردیومگالی و چنتا آنفولانزا...

امیدوارم آخر عفونی جون سالم بدر ببرم :))